| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
بالاخره این درس جبر خطی هم با همه زحمات و مشقاتی که داشت تموم شد! نمره متوسطی گرفتم و راضی نبودم چون خیلی وقت و انرژی ام رو گرفته بود ولی به هر حال پاسش کردم. شاید اگر بگم سختترین روزهای سال 2018 و 2019 همین سه هفته بوده تاحالا. اشتباه بزرگی که کرده بودم این بود که این درس رو دست کم گرفته بودم و برای همین در ترم فشرده گرفتمش که در عرض یک ماه باید تمومش میکردم. خیلی درس سنگینی بود و همزمان فشار کاری هم در اوجش بود. اما بازم میگم. هر چی بود تموم شد رفت! حالا شد خاطره و تجربه!
برای تقریبا یک هفته دیگه کاری با درس و مدرسه ندارم.
----------------------------------------------------------------------------------------
تنها شبکه اجتماعی که من توش خیلی فعال هستم فیسبوک هست اما در این سه هفته اصلاً سراغش نرفته بودم، امروز پیامهای دوستان رو در این سه هفته داشتم میخوندم. یکی از دوستهام از یه شهر دیگه اومده بوده و یک روز قبل برگشتش میخواسته منو ببینه و گفته بوده فردا میام پیشت و منم چون پیام رو ندیده بودم ایشان هم فکر کردند که من نمیخوام ببینمشون و بیخیال شدند. حتما از دست من خیلی ناراحت شدند و مثل ببر زخمی منتظر انتقام. خب البته من تو شهر ایشان هیچ کاری ندارم که روزی گذارم به اونجا بخوره ولی باید از دلش در بیارم و توضیح بدم.
---------------------------------------------------------------------------------------------
تو اون پیام ها، یه پیامی از یکی از اقوامم هم بود که ازم درخواست کمک مالی کرده بود. متن خیلی بلند بالایی نوشته بود وخیلی منو متأثر کرد واقعاً اگر شرایطش رو میداشتم ازش دریغ نباید بکنم. هر چند که هیچ وقت خاطره خوشی از پول قرض دادن مخصوصا به اقوامم نداشتم. تازه خانواده خودم باید همیشه در اولویت باشند.
--------------------------------------------------------------------------------------------
امروز هارد اکسترنالم رو پیدا کردم، همه عکسهایی که داشتم از دوازده سال پیش تا حالا تو اون هارد هست.
هی زندگی ، چی بودیم چی شدیم.
من چند سال پیش یه آدمی بودم که از موقعیت اجتماعی خوبی که داشتم خیلی مغرور بودم. کسی بودم که خیلی ها آرزو داشتند باشند ولی ظرفیتش رو نداشتم و اون بالا دوام نیوردم. حالا بعد از چندین سال ترک تحصیل در این سن دوباره از اول شروع کردم به درس خواندن. روزهای اول خیلی انگیزه داشتم ولی باز هم به مرور تمرکزم رو از دست دادم.
خیلی اسیر روزمرگی شدم. بدجوری ............
عکسهام رو که مرور میکردم فهمیدم که چه آدم مغروری بودم که خیلی از اون آدمها رو از خودم طرد کردم و محلشون نزاشتم! تقریبا الان به جز یکی دو نفر هیچ دوست حقیقی ای ندارم که بتونم برم پیششون و باهاشون دردل کنم! البته از نظر روابط اجتماعی و شخصیتی هنوز هم خیلی ها رو میشناسم و خیلی ها بهم احترام دارند ولی میدونم که دوست صمیمی ندارم.
خیلی عوض شدم در این سالها ...........
برای همین امروز تصمیم
استاد بیست تا سوال مشکل داده و بعد همش 120 دقیقه وقت داده برای امتحان. تازه اونم فقط میتونی از ماشین حساب مدل تی آی 84 به پایین استفاده کنی که خیلی چیزها رو نمیشه باهاش حساب کرد یا اصلاً سریع نمیشه حساب کرد یا جواب رو بصورت کسری نمیده.
تو این ویدیو یه دونه از سوالها رو با ماشین حساب آنلاین که سریعتر هم هست تا جایی که تونستم سریع حلش کردم. ده دقیقه طول کشید! با یه حساب سرانگشتی تازه اگه راه حل همه سوالها رو هم بلد باشی 200 دقیقه نیاز داری تا این همه سوال رو بکوب و بدون خستگی حل کنی!
خب استاد الان من چی بگم بهت؟ من اصلاً چه جوری از صد نمره، صد کامل رو بگیرم؟ نمیشه که
امروز از صبح تا حالا بارها به این ویدیو نگاه میکنم
از بدترین فاجعه ها برای یک دانشجو مریض شدن درست چند روز قبل از امتحاناتش هست که بحمدالله نصیب من هم شد.
حدود دو ماه شد که هر یک روز در میان یه دونه از این واکسن ها به خودم میزنم!
دیگه کاملاً حرفه ای شدم

این استاد ما گیر داده که شما علاوه بر اینکه باید نحوه حل مسائل ریاضی رو باید یاد بگیرید، باید بتونید اون رو در برنامه نویسی هم پیاده اش کنید!
مثلاً چطور میشه یه ماتریس و یه وکتور رو در برنامه نویسی اضافه کرد
این هم کد یکی اش
-----------------------------------------------------------------------------------------------
%%bash
pip install --upgrade setuptools
pip uninstall --yes ed-scripts
pip install -U -q git+https://github.com/drdavidrace/ed_scripts.git
import importlib
import in_array
from in_array import in_array
importlib.reload(in_array)
from in_array.in_array import array_float_np, array_float_syp, matrix_float_syp, array_int_np, matrix_int_syp
import numpy as np
from numpy import array, resize, reshape, shape
#There are two ways to enter matrices
# Method 1: using reshape
x = reshape(array([1., 2., 3., 4., 5., 6.]),(2,3))
print(x)
print(shape(x))
print(type(x))
print()
# Method 2: Entering data as an array of arrays
x = array([[6., 5., 4.],[ 3., 2., 1.]])
print(x)
print(shape(x))
print(type(x))
# Notice that the shape of the ndarray is derived from the shape of the input automatically in this case.
print()
y = reshape(array([1., 0., -1]),(3,1))
print(y)
print()
print(shape(y))
print()
# A matrix vector operation
z = x @ y
print(z)
print()
# another way to do the multiplication
zz = np.matmul(x,y)
print(zz)
print()
# yet another way to do the multiplication
zzz = np.dot(x,y)
print(zzz)
print()
# If you like object oriented style programming
zzzz = x.dot(y)
print(zzzz)
print()
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
این استاد محترم تازه این رو به زبان برنامه نویسی پایتون نوشته که من تا حالا باهاش کار نکرده بودم!
من حالا باید برم یه کم بیسیک پایتون بخونم و هم چه طوری این ماتریس ها و نحوه حل کردنش رو توی یه برنامه بنویسم بدم این استاد تا همش 5 درصد نمره نهایی رو بگیرم!
این وضع و حال روز ماست اینجا!
امشب بعد از اینکه کارهام رو تموم کردم به سرم زد بزنم بیرون از خونه.
حدود دوازده شب بود و ماشین رو روشن کردم و همین طور بی هدف رفتم بیرون.
رانندگی در شب توی خیابونها و بزرگراههای خلوت وقتی یه موزیک خوب هم داشته باشی خیلی لذت بخشه
خیابونها روشن چراغونی خونه ها و مغازه ها.......
و خودتی و خودت .........
شما هم گاهی این کار رو بکنید خوبه ها
بعداً شاید این پست رو آپدیت کنم
امروز بعد از 5 ساعت تمرین حل کردن و مرور درس جبر خطی و نفهمیدن مطلق درسهای امروز بالاخره به این نتیجه رسیدم که به هرحال افتادن درس هم جزوی از زندگی دانشجوییه!
دختر دایی دو سال از من کوچکتره. با هم بزرگ شدیم در یک محیط بزرگ شدیم چند سال اصلاً همسایه بودیم و اون سالهایی هم که نبودیم خونه ما و دایی اونقدرها دور نبود. برای همین مثل خواهر و برادر بودیم تا اینکه به سن نوجوانی رسیدیم و بنا به رسوم خانوادگی و مسائل فامیلی دیگه با هم صحبت نمیکردیم و به اصطلاح دختر دایی از ما رو میگرفت. تا اینکه عروسی کرد.
روزگار طوری شد که من اصلاً خانواده دایی ام رو فراموش کرده بودم چون دیگه چند سالی بود که شیراز نبودم و در شهر جدید و محیط جدید و مردمان جدید دیگه کم کم خو کرده بودم. البته واقعا وقت و حوصله ای هم نداشتم که جویای احوال فامیل باشم.
چند روز پیش پیامی رو توی واتس آپم دیدم و شماره چون ناشناس بود زیاد تحویل نگرفتم تا اینکه خودش رو معرفی کرد. خود دختر دایی بود و متوجه شدم که دختر دایی ام به همراه همسرش و دخترش همه باهم مهاجرت کردند و رفتند ترکیه.
بعد از سالها باهم حرف زدیم. صداش دیگه اون شور و شوق و شوخ طبعی که ازش سراغ داشتم رو نداشت.
خیلی ناراحت و پریشان بود. میگفت همه راهها براشون بسته است و نمیتونند ریسک کنند تو این سرمای زمستان برن جلوتر. هر روز به این فکر میکنه که دوباره برگرده به ایران.
حس سرخوردگی و ناراحتی اش من رو هم ناراحت کرد و اینکه خودم هم هیچ کاری نمیتونستم بکنم بیشتر ناراحت شدم.
به هر تنها کاری که میتونستم این بود که بهش انرژی بدم و سعی کنم کاری کنه که روحیه اش رو از دست نده.
واقعا احساس تنهایی و غربت باعث چه چیزهایی که نمیشه.
اگر روزی به سرتان زد که باید مهاجرت کنید و به قول معروف "ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش -- بیرون باید کشید از این ورطه رخت خویش" سعی کنید حداقل از مسیر قانونی و درست حسابی اش برید تا بعدا دچار بحران روحی و استرس نشید.
از بس سرم شلوغه مجبورم چند تا پست رو یکجا باهم بزارم!
بالاخره درس معادلات انتگرال و دیفرانسیل 2 هم به خیر و خوشی تمام شد. هفته قبل هر دو تا امتحان رو دادم و تمام . نمره ام خیلی خوب بود در حدی که تا آخرین روز هم حتی باور نداشتم که چنین نمره ای ازاین درس وحشتناک بگیرم.
====================================================================================================
پارتی رو هم رفتم و چه باحال بود
در یکی از گرانقیمت ترین هتل های شهر! درست مثل پولدارها رفتیم و خدمتکار اومد ماشینمون رو برداشت برد تو پارکینگ و کلی تشریفات نوشیدنی و خوردنی!
وقتی رسیدم که واویلا! همه خوش لباس شیک آرایش کرده! البته منم دست کمی نداشتم و با یه کت شلوار مجلسی تشریف فرما شده بودم.
اوه مخصوصا دخترها! همه از دم خوشکل شده بودند حتی اون زن غر غرو چاق که مسئول خریداری بود.
امسال زیاد از رقص و بزن و بکوب خبری نبود! موسیقی زنده بود ولی رئیس به جاش چند تا میز کازینو آورده بود و بهمون کارت بازی داد تا بریم بازی کنیم!! از اونجایی که من اون کارتها رو چند روز قبل برش زده بودم چند تا رو برای خودم کش رفته بودم و از همه بیشتر بازی کردم و مسلماً از همه بیشتر بهم خوش گذشت! ههههههه
در آخر بابت هر ده ژتونی که برنده میشدیم میتونستیم یک بلیط قرعه کشی بگیرم تا تو جایزه ها شانسمون رو بیازماییم. من از اونجایی که گفته بودم بیشتر از همه بلیط جمع کردم ولی هیچ کدوم ازسه تا جایزه رو نبردم.
به نظرم اینبار اونها یه دستی زدند چون کسانی که برنده شده بودند خیلی تابلو بودند!
هر چی بود خیلی شب خوبی بود. همه میگفتیم و مخندیدیم و عکس میگرفتیم و میخوردیم و مینوشیدیم و بازی میکردیم تا نصف شب که صاحب هتل همه ما رو بیرون کرد!
======================================================================================
هفته قبل یه بطری شیشه ای بزرگ و خوشکل پر از شکلات رو گذاشته بود جلو پذیرش و گفته بودند هر کس بتونه حدس بزنه چند تا شکلات توش هست کل بطری رو برنده میشه!
من زدم 410 تا و انداختم تو سبد مخصوص.
ولی یکی دیگه از بچه ها که زده بود 324 تا برنده شد و کل شیشه رو بهش دادند! ولی ایشان همه شیشه رو آورد با بچه های بخش و گفت هر چقدر میخواهید بردارید. به من که رسید من گفتم کلش رو به همراه شیشه اش رو میخوام
و ایشان هم خیلی راحت قبول کردند و همه رو بهم دادند!
واقعا دستش درد نکنه

================================================================================
حالا بعد از درس انتگرال درس جبر خطی رو برداشتم!
این درس هم سخته! ای خدا پس کی اینها تموم میشه!
ایشالله که این رو هم موفق تمومش میکنم
ولی خیلی از درسها عقبم الان!
====================================================================================
وقتی هومورک هاتون آنلاین هست راههای زیادی برای حل کردن تمرینات با زحمت کمتر هم هست!
این ویدیو رو من امروز درست کردم که چطور میشه با ماشین حساب مخصوص تی آی 83 میشه ماتریکس ها رو راحت حل کرد!
البته با زبان انگلیسی صحبت کردم که این مامان بارانم به ش و س گفتن من گیر نده!
ولی هر کس که از جبر خطی و ماتریکس در ریاضیات سر در بیاره
فقط با دیدنش میفهمه که چطوری با این ماشین حساب کار کنه
TI-83 Plus calculator
how to solve matrices with TI 83