| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
من این اسم "تضمین کیفیت نرمافزار" رو چند سال پیش شنیده بودم. و یه مدت خیلی علاقه داشتم کسانی که این کار رو میکنند دقیقاً چه چیزهایی رو یاد میگیرند و چه کارهایی رو انجام میدند.
به انگلیسی به این کار میگن Software Quality Assurance یا به اختصار QA هم میگن. این افراد کارشون این است که آپدیتهای جدید و یا در کل خود نرم افزار از چند جهت تست میکنن و تلاش میکنند تمام باگهای اون رو تشخیص بدند و به تیم توسعه برنامه گزارش بدند.
شاید در میان برنامه های کامپیوتری که چند پست قبل بهشون اشاره کرده بودم، این یکی آسونترینش باشه! شما اگر دانش پایه کامپیوتری رو داشته باشید، در عرض دو ماه این رو یاد میگیرید و میتونید سریع جذب بازار کار بشید.
این لینک پایین به انگلیسی همه چیز رو در مورد این کار توضیح داده
https://www.guru99.com/all-about-quality-assurance.html
آموزش و دوره های آموزشی برای این کار در ایران آنچنان پیشرفته و کاربردی نیست من سایت مهندس پیشگان رو دیدم که اعلام کرده بودند دوره های آموزشی در اینباره دارند.
اینم لینک سایت مهندس پیشگان
https://www.mohandespishegan.com/
پس برای همین اگر واقعاً دنبال این کار هستید باید سایتهای انگلیسی رو دریابید.
یکی از دوستان در پست قبلی ام نظر دادند که اون متنی رو که بعداً راجع به این پل و محیط اطرافش نوشتم را بزارم. هرچند این متن رو من پارسال نوشته بودم اما من همیشه از کارهای نوشتنی ام برای دانشگاه یک کپی تو کامپیوترم دارم و رفتم تو فولدری که برای اون درس درست کرده بودم و پیداش کردم! واقعاً باید از این دوست تشکر کنم که مجبور شدم برم و دوباره این متن رو بخونم. دوباره یاد اون حال و هوا افتادم.
اینم از این متن که به انگلیسی نوشته بودم: (البته مجبورم بعضی جاهاش رو که مربوط به اسم اشخاص و مکان هست رو تغییر بدم!!!)
در ضمن زیاد از انگلیسی من ایراد نگیرید! .
On the last Thursday, in English writing and grammar class, our professor, gave us an special assignment of descriptive writing. According to her instruction, we had to go to the bridge, lake and its surrounded area of our college and write one page paragraph about whatever we saw there by using the bubble map collected information. This is what we saw on that night. We gracefully walked toward the bridge. It was truly a glorious and magnificent sight. When we stand on that tiny bridge, mosquitoes inevitably bothered us. Maybe, that is why nobody was around. The area was a little dark. our college's lake has a fancy water stream with two small fountains. The other side of bridge was looks foggy and unclear. Each part of scenery seemed to complement each other perfectly creating a beautiful ensemble. In addition, there was three skinny light pole on over of the bridge. The meadow around was wet and so fluffy and sometimes we hear the cricket’s wail. There were many kinds of flowers white, purple, and blue, when we walk around the stream, the sound of fountains makes us feel comfortable especially at night. The weather was cool and this made me to feel chilly. When I walked through the area, I felt that I hear the soft coo of the crows. On the other side of the bridge, in the dim area, I saw some quaint turtles. Small flower garden was located near to the library. I touched the water on the river and it was cold. Finally, we decide to get back to the class and finish our essays. We realized how wonderful is our college at nighttime.
این عکس ، یکی از عکسهای مورد علاقه ام است.
در دانشگاه ما یه نهر آب به پهنای دوازده متر از وسطش رد شده و این پل از روی این نهر میگذره و هر دو قسمت دانشگاه رو به هم وصل کرده. اون موقعی که این عکس رو گرفته بودم کلاس زبان انگلیسی داشتم و حدود ساعت هشت شب بود. استاد ما رو به گروههای سه تایی تقسیم کرد و ازمون خواست هر کدوممون بریم یه جای دانشگاه رو ببینیم و بعد راجع بهش شرح بدیم. خب باید کلی لغت توصیفی هم یاد میگرفتیم تا بتونیم همه اجزایی رو که میبینیم رو بتونیم سر کلاس تشریح کنیم و بعداً اون رو گرامری بنویسیم.
سه نفر بودیم با سه تا دیدگاه مختلف. یکی از شبهای خاطره انگیز بود برای من در این دانشگاه بی روح و کسل کننده!

دیروز امتحان داشتیم و امتحان خیلی مهمی هم بود.
مثل همیشه نزدیک بود دیر برسم سرجلسه امتحان. توی راه یکی از همکلاسی ها رو دیدم که هدفون موبایلش رو وصل کرده و از حرکات موزونش معلوم بود داره یک آهنگ خیلی شاد گوش میده. همزمان داشت سیگار هم میکشید و یه بطری نوشابه هم بغل دستش بود که تا نصفش رو هم سر کشیده بود!
حسابی خودشو شارژ میکرد اینطوری.
دو دقیقه بعد از شروع امتحانها اومد داخل جلسه امتحان و اول همه برگه اش رو تحویل داد.
بعضی ها اینطوری روحیه سازی میکنند برای امتحان اونوقت ما با کلی استرس میاییم سر جلسه امتحان!
البته من اهل دود نیستم و دل و جرأت دودی شدن رو هم ندارم ولی کار ایشون هم واسه خودش ایده ای هست ها.
از اولین باری که از کامپیوتر استفاده میکردم (سال 2003) تا حالا که سال 2018 است سیستم های کامپیوتری و فناوری ها پیشرفت چشمگیری داشتند. به علت مشکلات شخصی ای که داشتم از سال 2009 به بعد من نتونستم مثل قبل دنبال برنامه ها و اخبار روز کامپیوتری برم و از این نظر خیلی عقب افتادم و واقعاً هم الان پشیمونم.
در این چند ماه من خیلی روی برنامه های کامپیوتری که نیاز به تخصص داشته باشند جستجوی زیادی داشتم. میخواستم بدونم با دانستن چه برنامه ها و یا دانشی شما به عنوان یک متخصص روز یک برنامه کامپیوتری شناخته میشید. اینجا میخوام بعضی هاش رو برای یادآوری خودم بنویسم و اگر بتونم در آینده برای یادگرفتنشون اقدام کنم. در این مطلبم من روی بازار کار این تخصص ها هم تاکید دارم.
1- زبان های برنامه نویسی
شاید از همون اول که کامپیوتر ساخته شد این رشته و تخصص خیلی خیلی مهم بوده! الان هم هست! فعلاً برنامه های جاوا و پیتون توی بورس هستند. اما شما باید زبان سی پلاس پلاس رو هم بلد باشید. از نظر تقاضای بازار کار، پیتون (یا پایتون) برنامه جدیدتری است و خیلی جذب داره.
یکی از بدیهای برنامه نویسی داشتن صبرو حوصله فوق العاده زیاد و دقت بالا در کار است. فرض کن نشستی یک برنامه رو نوشتی حالا میخواهی آپدیتش کنی! باید دونه دونه سینتاکس ها و ماژول ها رو از اول باید چک کنی که برنامه درست کار بکنه
2- هوش مصنوعی!
بله! الان بیشتر شرکتهای بزرگ فناوری این خدمات رو هم دارند! اینجا لینک چند تاش رو میزارم
هوش مصنوعی گوگل.
https://ai.google/
هوش مصنوعی مایکروسافت
https://www.microsoft.com/en-us/ai
هوش مصنوعی آمازون
https://aws.amazon.com/machine-learning/ai-lex-polly-rekognition/
برنامه واتسون (هوش مصنوعی شرکت آی بی ام)
https://www.ibm.com/watson/
این شرکتها افراد رو در این زمینه استخدام میکنند و چون این برنامه ها جدید هستند در هنگام استخدام نیازی به داشتن سابقه کاری نیست. البته این تخصص نیازمند دانش بالایی در زمینه فناوری وب و برنامه نویسی هست.
3- خدمات وب در فضای ابر
آمازون وب سرویس (AWS) پیشتاز این فناوری است! بازار کارش هم در اروپا و مخصوصاً آمریکا داغ داغ است! الان دیگه دوره دوره دیتا ساینس هست و گذشت اون زمان که کسانی که نتورکینگ کامپیوترها رو بلد بودند فکر میکردند خدای کامپیوتر هستند. دیگه شرکتها کم کم روی به سرور هایی آوردند که در فضای مجازی و به عنوان کلاود (ابر) هستند.
یادگرفتن آمازون وب سرویس خیلی آسانتر از برنامه های دیگر است. شاید اگر پشتکار داشته باشید در عرض سه ماه این برنامه رو یاد بگیرید و با تخصصش بتونید یک کار خوب با درآمد مهندسی برای خودتون پیدا کنید.
4- بلاک چین
IBM Blockchain
این برنامه شرکت آی بی ام هست. کلاً این شرکت همیشه محصولاتش خفن و درجه یک هست! باز هم دیتا ساینس!
اگه بخوام خلاصه راجع به این بلاک چین بگم، اطلاعات رو به صورت بلاک و زنجیره وار ذخیره میکنند. هر بلاک یک آی دی مخصوص به خودش رو داره و اگر یکی از این بلاک های اطلاعاتی دستکاری بشه، به طور خودکار تمام اطلاعات بعد از آن بی اعتبار میشند و دسترسی به اطلاعات غیرممکن میشه! این یک راه حل عالی برای جلوگیری از هک شدن سرورها و اطلاعات است.
درآمد کسی که متخصص بلاک چین باشه از یک مهندس هم بالاتر است!
5- کوبرنیتی و داکر کانتینر
خداییش اسم خفنش رو دارید! تو خط پایین انگلیسیش رو مینویستم تا بتونید تو اینترنت پیداشون کنید
Docker Containers
Kubernetes
این برنامه ها از مجموعه دیوآپس هستند (Dev-Ops) .شما با دانستن این برنامه ها میتونید یک سیستم انتقال و دریافت داده رو تعریف کنید و اجرا کنید. این برنامه خیلی پیچیده است و شما باید مهارت های بالایی داشته باشید. به هر حال به یادگرفتنش صد در صد می ارزه و متخصص دیوآپس رو شرکتهای فناوری اطلاعات و ارگانهای دولتی تو هوا میزنند.
6- لینوکس رو فراموش نکنید
تمام برنامه ها و فناوری هایی که در بالا نوشتم روی سیستم عامل لینوکس قابل اجرا هستند! لینوکس سنت او اس، لینوکس اوبونتو و لینوکس فدورا از سیستم های محبوب تر و برای شرکتهای تجاری بیشتر استفاده میشه!
خوبی لینوکس اینه که هم سیستم عاملش رایگان هست و هم آموزش های آنلاینش خیلی راحتتر پیدا میشه!
خب اینم از گزارش امروزم
این درخت سر کوچه ما تازه یادش افتاده شکوفه بزنه!
چقدر من به محیط اطرافم بی توجهم! از بس صبح ها میرم سر کار، بعدش کلاس ها و بعدش خونه و دنیای مجازی! شکوفه های این درخت رو ندیده بودم.
امروز تصمیم گرفتم از ماشین پیاده بشم و ازش عکس و فیلم بگیرم. مخصوصاً فیلمش قشنگ بود چون همون لحظه نسیمی میومد و این درخت و شکوفه هاش تکانی میخوردند که زیبا بود.
نمیدونم چه درختی هست! حدود یک سال میشه که به این محله جدید اومدم.

چند روزه که با وجود شدت امتحانات و مشغولیتهای شخصی رو آوردم به تماشای فوتبال! آخرین باری که خیلی جدی جام جهانی فوتبال رو تعقیب میکردم و نمیزاشتم هیچ بازی از دستم در بره سال 2006 بود. بعد از اون اتفاقات زندگی دست به دست هم داد که از این دوران دور بشم! این چند روز که دارم فوتبال نگاه میکنم میبینم که واقعاً فعالیت بدنی ام خیلی کمه! در حدی که اگر نیم ساعت پیاده روی کنم از نا رفتم و تا فرداش هیچ کاری نمیتونم! باید یه فکر اساسی برای خودم بکنم!
بگذریم، توی بحثی که با بچه های مسجد داشتیم قبل از مسابقات، به این نتیجه رسیده بودیم که ایران از هر کی میخواد ببازه فقط از عربها نبازه! ههههه این مراکشی ها هم یه جورهایی عرب هستند. بازی رو همه باهم نشسته بودیم توی یکی از اتاقهای مسجد نگاه میکردیم! خیلی داد زدم در حدی که گلوم داشت پاره میشد و بالاخره گل رو زدیم (بهتره بگم زدند). خب هر چی بود بالاخره بردیم! به قول اون دوست که میگفت، اگر تو امتحان با تقلب نمره ده بگیری خیلی حال داره! حالا اگر تو همون امتحان با تقلب نمره بیست بگیری خیلی بیشتر حال میده! تیم ایران هم اونشب با هر جور بدبختی و دفاع کردن بود برنده شد و خیلی حال داد.
اینکه عربستان 5 تا از روسیه خورد هم خیلی دلم خنک شد! نمیدونم هر چی اینا بیشتر گل بخورند من بازم میخوام گل بخورند! حالا چرا از این تیم بدم میاد زیاد نمیدونم! شاید از بس که چندش بازی میکنند و هی مقابل ایران خودشون رو مینداختند زمین و ضد فوتبال بازی میکنند.
امسال من طرفدار این سه تا تیم هستم که فکر کنم قهرمان بشند. برزیل، آرژانتین، آلمان.
ببینیم چی میشه!
خدایا این استاد درس دیفرانسیل و انتگرال چقدر سریع درس میده! کلاس سه ساعته رو تو یک ساعت تموم میکنه.
این تا حالا بدترین استادی هست که داشتم
دارم کم کم به این نتیجه میرسم که این درس رو حذف کنم
با وجود اینکه من آدم شلخته ای هستم اما همیشه سعی کردم که حداقل کمد لباسهام رو مرتب نگه دارم.آخر هر روز لباسهام رو در میارم و میزارم توی سبدی که کنار کمد لباسهام است و آخر هفته همه رو میندازم توی ماشین لباسشویی.البته نه یکجا. بعد از این که لباسها شسته میشه و خشک میشه. میارمش تو اتاق خوابم و هر کدومش رو تو کشوی مخصوص خودش میزارم. زیرپیراهنی ها، شورت ها، شلوارها، پیراهن ها و جوراب ها. بعد از این دیگه من اصولاً باید برای یک هفته مشکل لباس نداشته باشم تا آخر هفته! اما همیشه با مشکل جوراب روبرو هستم چون همیشه یک لنگه شو پیدا میکنم و کلی زمان میبره تا اون یکی لنگه یا دو تا لنگه مثل هم پیدا کنم!!
امروز بالاخره مجبور شدم دو تا لنگه مختلف جوراب بپوشم و برم سر کار!
حالا خدا کنه ضایع نشم!