ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بالاخره از این دخمه تنگ و تاریک بیرون اومدم!
این چند روز شاید سخت ترین روزهای زندگی ام در این چهار سال بود. خیلی فشار رو تحمل کردم
امروز تو آیینه خودم رو نگاه کردم! چقدر وحشتناک شدم سه هفته صورتم رو اصلاح نکردم! موهام افتضاح چهره ام مثل آدمهای معتاد شده بود کلاً
از فردا از میکوبم از اول درستش میکنم!
من که همیشه برای هر مناسبتی مسجد میرفتم تو این دهه فقط سه شب تونستم برم.
نمیخوام بگم آدم مذهبی ای هستم ولی جایی که احساس آرامش و رضایت میکنم همونجا است. شاید دریا و طبیعت هم همین احساس رو بده ولی آرامش در کنار دوستان و برادران دینی خود بودن هم لذت خودش رو داره.
چرا این روزها این قدر سرد شدم ؟ نه حوصله جواب تلفن دادن دارم نه حوصله بیرون رفتن. حتی جواب تلفن مادرم رو هم ندادم. خیلی درگیر شدم.
باید همه اینها رو جبران کنم
خیلی دلم گرفته همش هم تقصیر خودمه
خواهشا؛بیشتر به فکر خودت باش؛....لطفا
ممنون مامان
عزاداری هاتون قبول.
خیلی اوقات این احساس ها برای همه ما پیش میاد اما گذرا و موقته.
مرسی بهامین
ای بابا چرا اخه از همین امروز دست به کار شین کارای که دوس دارین به خودتون برسین نزارین مشکلات بهتون غلبه کنه
مرسی فعلا که غلبه کرده