ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | |||
5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
با وجود اینکه من آدم شلخته ای هستم اما همیشه سعی کردم که حداقل کمد لباسهام رو مرتب نگه دارم.آخر هر روز لباسهام رو در میارم و میزارم توی سبدی که کنار کمد لباسهام است و آخر هفته همه رو میندازم توی ماشین لباسشویی.البته نه یکجا. بعد از این که لباسها شسته میشه و خشک میشه. میارمش تو اتاق خوابم و هر کدومش رو تو کشوی مخصوص خودش میزارم. زیرپیراهنی ها، شورت ها، شلوارها، پیراهن ها و جوراب ها. بعد از این دیگه من اصولاً باید برای یک هفته مشکل لباس نداشته باشم تا آخر هفته! اما همیشه با مشکل جوراب روبرو هستم چون همیشه یک لنگه شو پیدا میکنم و کلی زمان میبره تا اون یکی لنگه یا دو تا لنگه مثل هم پیدا کنم!!
امروز بالاخره مجبور شدم دو تا لنگه مختلف جوراب بپوشم و برم سر کار!
حالا خدا کنه ضایع نشم!
سعی بنده هم معمولا بر این هست که حداقل کمد لباسهام رو مرتب نگه دارم
هر روز کاری جورابها تعویض میشن و وقتی که برمیگردم خونه جورابهای همون روز میره داخل سبد لباسای کثیف
زمستون سال گذشته فشار کارم خیلی زیاد شده بود و معمولا دیر میرفتم خونه و صبح روز بعد به سختی از خواب بیدار میشدم و به محل کار میرفتم یک روز صبح جورابهامو تابه تا پوشیده بودم اصلا هم متوجه نشدم تا وقتی که برگشتم خونه و خواستم درشون بیارم
کفشامو که در آوردم نگاهم روی پاهام موند
خندم گرفته بود از اینکه حتی صبح که داشتم بند کفشامو میبستم چطور متوجه نشدم
خلاصه که نشستم روی مبل و به خودم خندیدن
بعدم از پاهام عکس گرفتم و اون عکسو داخل گالری نگهش داشتم وقتی هم که نگاش میکنم روزای خوب یادم میاد
چقدر این حرفهات شبیه این روزهای منه!
حالا آنقدرها هم مهم نیست:))با شلوار گشاد جوراب معلوم نیست که :)
هههههههه
نه احتمالا فک میکنن مده:)
ههههههههه امروز یه شلوار گشاد و دراز پوشیدم تا دیده نشند!